حجة الاسلام و المسلمین شیخ علی خدادادی

حب الزهراء(س) دیننا
مشخصات بلاگ
حجة الاسلام و المسلمین شیخ علی خدادادی
طبقه بندی موضوعی

۳۴۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «استاد شیخ علی خدادادی» ثبت شده است

از امام رضا ـ علیه السّلام ـچه در طول سفرش به ایران در منازل وچه درحین حضوردرمدینه ومرو کرامتها ی فروان  به اثبات رسیده؛ آثار برخی از آنها تا به امروز موجود است که به شماری ازآنها اشاره می‌شود:

1- خدیجه دختر حمدان گوید: وقتی حضرت در نیشابور در محلّة غزو به خانه ما وارد شد، در کنار خانه درخت بادامی کاشت. آن درخت روئید و بزرگ شد و در همان سال میوه داد و مردم خبردار شدند و از میوه‌اش برای شفای مریض‌ها می‌بردند. هر که به دردی مبتلا می‌شد برای تبرک و شفا از آن می‌خورد و سلامتی خود را باز می یافت. هر که چشمش درد می‌گرفت، از میوة آن به چشم می‌مالید صحّت می ‌یافت و زن آبستن که زائیدنش دشوار می‌شد از آن می‌خورد به آسانی وضع حمل می‌کرد. برای قولنج حیوانات چوب آن را به شکم آنها می‌مالیدند خوب می‌شد. پس از مدتی درخت خشک شد، جدّ من حمدان شاخه‌های آن درخت را برید و کور شد. پسرش عمرو آن را از بیخ کند، تمام مالش که هفتاد الی هشتاد هزار درهم بود. از بین رفت ...[1]

2- شیخ صدوق روایت کرده چون امام رضا ـ علیه السّلام ـ داخل نیشابور شد در محلّه‌ای فرود آمد که او را «فوزا» می‌گفتند و آنجا حمامی بنا نمود و آن حمام امروز به «گرمابه رضا» معروف است و نیز در آنجا چشمه‌ای بود که آبش کم شده بود، حضرت کسی را برای تعمید آن گماشت، تا اینکه آب آن چشمه بسیار شد و در بیرون دروازه حوضی ساخت که چند پله پایین می‌رفت، حضرت داخل آن حوض شد و غسل کرد و بیرون آمد و بر پشت آن نماز گزارد و مردم می‌آمدند به آن حوض و غسل می‌کردند و از آب آن می‌آشامیدند و در آنجا دعا می‌خواندند و حوائج خود را از خدا می‌خواستند و حوائج آنها روا می‌شد و آن چشمه را «عین کهلان» می‌نامند و مردم تا به امروز به آن چشمه می‌آیند.[2]

3- شیخ صدوق و ابن شهر آشوب از ابوصلت روایت کرده‌اند که چون امام رضا ـ علیه السّلام ـ به ده سرخ رسید، گفتند: یا ابن رسول الله ظهر شده است، نماز نمی‌خوانید؟ حضرت پیاده شد و فرمود: آب بیاورید، گفتند: آب نداریم، پس با دست مبارک خود خاک زمین را کنار زد، چشمه‌ای جوشید حضرت و همراهانش وضو گرفتند و اثرش هنوز باقی است و چون به سناباد رسید پشت مبارک خود را به کوهی گذاشت که دیگ‌ها را از آن می‌تراشند و گفت: خدایا! نفع ببخش به این کوه و برکت ده در هر چه در ظرفی گذارند که از این کوه تراشند و فرمود که برایش دیگ‌ها از سنگ تراشیدند و فرمود که غذایش را نپزند مگر در آن دیگ‌ها. پس از آن روز مردم دیگ‌ها و ظرف‌ها از آن تراشیدند و برکت یافتند.[3]

4- از ابوهاشم جعفری نقل کرده‌اند که گفت: وقتی رجاء بن ابی ضحاک، امام رضا ـ علیه السّلام ـ را از طریق اهواز به سمت خراسان می‌برد، چون خبر تشریف فرمایی امام به من رسید، خودم را به اهواز رساندم و خدمت حضرت شرفیاب شدم، آن موقع زمان اوج گرمای تابستان بود و ایشان نیز بیمار بودند. آن حضرت به من فرمودند: طبیبی برای ما بیاور! حرکت کرده و طبیبی حاذق را به خدمتشان آوردم، امام گیاهی را برای طبیبی توصیف کرد، طبیب از آن همه اطّلاعات امام متعجب شد و گفت: هیچ کس را جز شما سراغ ندارم که این گیاه را بشناسد، امام فرمود: پس نیشکر تهیه کن، طبیب گفت: یافتن نیشکر در این فصل از آنچه در ابتدا نام بردید دشوارتر است چرا که در این وقت سال نیشکر یافت نمی‌شود، امام فرمود: هر دو در سرزمین شما و در همین زمان موجود است، آن گاه  امام به من ـ ابوهاشم ـ اشاره کرد و فرمود: با او همراه شو و به آن سوی آب بروید ، پس خرمنی انباشته می‌یابید به سوی آن بروید مردی سیاه را خواهید دید، از او محلّ روییدن نیشکر و آن گیاه را بپرسید. ابوهاشم می‌گوید: من با آن طبیب به همان نشانی که امام فرموده بود رفتیم، سپس آن گیاه و نیشکر را تهیه کرده و به خدمت آن حضرت آوردیم، طبیب که از آن همه اطّلاعات و علم غیب آن حضرت شگفت زده شده بود از من پرسید این مرد کیست؟ ... چون خبر این واقعه و کرامت امام به گوش رجاء بن ضحاک رسید او فوراً به یاران خود دستور داد امام را حرکت دهند.[4]

5- ابوالحسن صائع از عمویش نقل می‌کند که گفت: با حضرت رضا ‎ـ علیه السّلام ـ به خراسان می‌رفتیم و چون به اهواز رسیدیم، امام به مردم اهواز فرمود: نیشکری برای من تهیه کنید، بعضی از بی‌خردان آنجا گفتند: این اعرابی و بادیه نشین است، نمی‌داند که نیشکر در فصل تابستان پیدا نمی‌شود، عرض کردند: سرور ما! این فصل نیشکر پیدا نمی‌شود، حضرت فرمود: جستجو کنید، می‌یابید، اسحاق بن ابراهیم گفت: به خدا، سرور من چیز غیر موجود نخواست، به همه اطراف فرستادند؛ رعایای اسحاق آمده و گفتند: ما مختصری داریم برای بذر گذاشته‌ایم که بکاریم.[5]

6-از عبدالرحمان صفوانی گفته: قافله‌ای از خراسان به کرمان می‌رفت دزدان، راه آنها را بستند و یکی از آنها را به ثروتمندی متهم کرده و گرفتند و مدتی شکنجه دادند تا اینکه مالی بدهد و خود را آزاد کند، او را در برف نگه داشتند و دهنش را از برف پر کردند تا اینکه یکی از زنان دزدان به وی رحم کرده و آزادش کرد او فرار کرد ولی زبان و دهانش فاسد شد به طوری که قدرت حرف زدن نداشت. به خراسان آمد و شنید که امام رضا ـ علیه السّلام ـ در نیشابور است، پس در خواب دید گویا کسی به او می‌گوید: پسر رسول خدا(ص) وارد خراسان شده علّت خود را از او بپرس...، پس آن مرد از خواب بیدار شد و فکر نکرد در آن خوابی که دیده بود، تا اینکه به دروازة نیشابور رسید. به او گفتند: امام رضا ـ علیه السّلام ـ از نیشابور کوچ کرده است و در رباط سعد است. در خاطر مرد افتاد که نزد آن حضرت رود و حکایت خود را به ایشان بگوید، شاید که نفع بخشد، پس به رباط سعد آمد و به آن حضرت داخل شد و قضیه را گفت؛ و از حضرت خواست که دوایی تعلیم دهد، که از آن سود برد، امام فرمود: آنچه در خواب گفتم، و تعلیم  کردم، انجام بده ، آن مرد می گوید: به دستور حضرت عمل کردم و عافیت یافتم.[6]


معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. محمّد جواد نجفی، ؛نویسنده: ستارگان درخشان، ج10.

2. منتهی الامال، ؛نویسنده: شیخ عباس قمی،  ج2، ص 379.

3- زندگانی امام رضا ؛نویسنده: فضل الله  کمپانی


پی نوشت ها:

[1] . مازندرانی، ابن شهر آشوب، مناقب، قم، المطبعة العلمیه، بی‌تا، ج 4، ص 344. و حرّ عاملی، اثباة الهداة، ترجمة احمد جنتی، قم، المطبعة العلمیه، ج6، ص 52.

[2] . همان، ج4، ص 348.

[3] . قمی، ابن بابویه، عیون اخبار رضا، تحقیق: حسن اعلمی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ج1، ص 147، علامه مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، الطبعة الثانیه، ج49، ص 125، نو ابن شهر آشوب، پیشین، ج4، ص 343، و بحرانی، سید هاشم، مدینة المعاجز، تحقیق: عزت الله مولای همدانی،  مؤسسة المعارف الاسلامیه، ج7، ص 133.

[4] . مجلسی، محمدباقر، پیشین، ج 49، ص 118، و حر عاملی، پیشین، ج6، ص 135.

[5] . حرّ عاملی، پیشین، ج6، ص 61.

[6] . اربلی، عیسی، کشف الغمه، ترجمة حسین زوارئی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، 1381 هـ، ج3، ص 153. و ابن شهر آشوب، پیشین، ج4، ص 344، و حر عاملی، پیشین، ج6، ص 68.


  • شیخ علی خدادادی

یاعلی323


علی بن موسی الرضا علیهما السلام کسی هست که تمام انبیاء جیره خوار خوان کرامتش هستند کسی هست که تمام پیامبران منور به نور ولایت او هستند در زیارت حضرت فراری هست که خطاب به حضرت عرضه می داریم: السلام علی غوث اللهفان سلام بر فریاد رس بیچارگان

امام پناه گاه است از مادر مهربان تر است 


موسی بن سیار که از یاران حضرت رضا علیه السلام است ،‌می‌گوید :


« ‌روزی همراه ایشان بودم همین که نزدیک دیوارهای طوس رسیدیم صدای ناله و گریه‌ای را شنیدم . من به جست و جوی آن رفتم . ناگاه دیدم جنازه‌ای را می آورند در این حال حضرت از مرکب پیاده شده و به طرف جنازه آمدند و آنرا بلند کردند و چنان به آن جنازه چسبیدند، همچون بچه‌ای که به مادرش می‌چسبد آنگاه رو به من نموده فرمودند :


« هر کس جنازه‌ای از دوستان ما را تشییع کند، مثل روزی که از مادر متولد شده، گناهانش پاک می‌شود »


وقتی جنازه کنار قبر گذاشته شد، حضرت کنار میت نشسته و دست مبارک خود را روی سینه‌ی او گذاشتند و فرمودند :« فلانی ! تو را بشارت می‌دهم که بعد از این دیگر ناراحتی نخواهی دید .» 


عرض کردم : فدایت شوم، مگر این مرد را می‌شناسید، در حالیکه اینجا سرزمینی است که تا کنون در آن گام ننهاده‌اید امام علیه السلام فرمود: موسی ! مگر نمی دانی که اعمال شیعیان ما هر صبح و شام بر ما عرضه می‌شود.

امام غم شیعیان خود را در دنیا و آخرت می خورد حواسش به شیعیان خودش هست 

اما آیا ما حواسمان به اماممان هست؟؟؟


  • شیخ علی خدادادی

💎💎💎 پاداش زیارت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام در قم


1) عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ، وَ لِرَسُولِهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَةُ، وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْکُوفَةُ، وَ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ، وَ سَتُدْفَنُ فِیهِ امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی تُسَمَّى فَاطِمَةَ، مَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ. (بحار الأنوار، ج‏102، ص267 به نقل از تاریخ قم)

حضرت صادق علیه السلام فرمود: برای خداوند، حرمی است و آن مکّه است. برای رسول خدا صلّی الله علیه و آله حرمی است  و آن مدینه است. برای امیراالمؤمنین علیه السلام حرمی است و آن کوفه است. و برای ما حرمی است و آن، قم است. به زودی زنی از فرزندان من در آن جا دفن می‌شود که نامش فاطمه می‌باشد. هر کس او را زیارت کند، بهشت برای او واجب می شود.


2) عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ:‏إنَّ زِیَارَتَهَا تَعْدِلُ الْجَنَّة. (بحار الأنوار، ج‏102، ص267 به نقل از تاریخ قم)

حضرت صادق علیه السلام فرمود: (ثواب) زیارت فاطمه دخت موسی علیهماالسلام، برابر با بهشت است.


3) عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ: أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْکُوفَةُ، أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْکُوفَةُ الصَّغِیرَةُ، أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ، تُقْبَضُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى، وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ. (بحار الأنوار، ج‏60، ص228 به نقل از مجالس المؤمنین قاضی نورالله شوشتری)

حضرت صادق علیه السلام فرمود: آگاه باشید که برای امیرالمؤمنین علیه السلام، حرمی است و آن حرم، کوفه است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک است. آگاه باشید که از هشت در بهشت، سه در آن به قم باز مى شود. زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود که اسمش فاطمه بنت موسى علیهماالسلام است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند. 


4) عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قالَ: إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ، وَ سَتُدْفَنُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِی تُسَمَّى فَاطِمَةَ، فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ. قَالَ الرَّاوِی: وَ کَانَ هَذَا الْکَلَامُ مِنْهُ قَبْلَ أَنْ یُولَدَ الْکَاظِمُ عَلَیْهِ السَّلَامُ. (بحار الأنوار، ج‏60، ص216-217)

حضرت صادق علیه السلام فرمود: برای ما حرمی است و آن حرم، شهر قم است. به زودی در آن شهر زنی از اولاد من دفن می شود که نامش فاطمه است. پس هرکس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می شود. راوی گفت: کلام آن حضرت در زمانی بود که هنوز، حضرت کاظم علیه السلام به دنیا نیامده بود.


5) عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:‏ سَأَلْتُهُ عَنْ زِیَارَةِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى علیهاالسلام، قَالَ: مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ. (کامل الزیارات، ص324)

از حضرت رضا علیه السلام از زیارت حضرت فاطمه معصومه علیه السلام سؤال شد. فرمود: هرکس او را زیارت کند، بهشت برای او خواهد بود.


6) عَنْ سَعْدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا علیه السلام قَالَ: یَا سَعْدُ! عِنْدَکُمْ لَنَا قَبْرٌ. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! قَبْرُ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى علیهماالسلام؟ قَالَ: نَعَمْ، مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ. (بحار الأنوار، ج‏102، ص266)

حضرت رضا علیه السلام به سعد فرمود: ما نزد شما قبری داریم. سعد گفت: فدایت شوم، قبر فاطمه دخت موسی علیهما السلام را می فرمایید؟ حضرت فرمود: بله، هرکس در حالی که به حقّ او عارف است، وی را زیارت کند، بهشت برای او خواهد بود.


7) حضرت رضا علیه السلام فرمود: هرکس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در قم زیارت کند که ثواب زیارت مرا در مى یابد. (زبدة التّصانیف-تألیف ملا حیدر بن محمد خوانساری (م 1050 قمری) ، ج 6، ص 159)


8)  قال الرّضا علیه السلام: مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ کَمَنْ زَارَنى. (ناسخ التواریخ-رحلی، ج 3، ص 68)

حضرت رضا علیه السلام فرمود: هرکس معصومه را در قم زیارت کند،مانند کسى است که مرا زیارت کرده است.


9) عَنِ ابْنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ‏: مَنْ‏ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِی‏ بِقُمَّ، فَلَهُ الْجَنَّة. (کامل الزیارات، ص324)

حضرت جواد علیه السلام فرمود: هرکس عمّه مرا در قم زیارت کند، بهشت برای او خواهد بود.


  • شیخ علی خدادادی


نماز نوح ـ علیه السّلام ـ :

امام باقر ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: پرستش خداوند و اخلاص به پیشگاه او و بی‌همتا دانستن حق، که خداوند فطرت مردم را بر آن قرار داده، اصول آئین نوح ـ علیه السّلام ـ را تشکیل می‌داد. و پروردگار مهربان از نوح ـ علیه السّلام ـ و همة انبیاء پیمان گرفت که او را فرمان ببرند و از شرک دوری جویند. و نیز خداوند عزیز، نوح ـ علیه السّلام ـ را به نماز و امر به معروف و نهی از منکرو رعایت حلال و حرام دعوت کرد.[۱]


 ابراهیم-علیه السلام- و نماز:


حضرت ابراهیم خلیل ـ علیه السّلام ـ بعد از مراجعت از مکّه وقتی زن و فرزندش را در آنجا می‌گذارد به خداوند عرض می‌کند: بار پروردگارا! من زن و فرزندم را در بیابان خشک و سوزان در کنار جایگاه و خانة تو قرار دادم و به این خاطر اینان را در این منطقه می‌گذارم که نماز به پا دارند.[۲]

و نیز حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ به خداوند عرض می‌کند: پروردگارا من و فرزندانم را بپا دارندة نماز قرار بده و درخواست مرا به لطف و عنایت بپذیر.[۳]


موسی ـ علیه السّلام ـ و نماز:

خداوند متعال در سورة طه می‌فرماید:« چون موسی ـ علیه السّلام ـ به آتش نزدیک شد، ندایی شنید: من پروردگار تو هستم، کفش از پای بیرون کن، من تو را به مقام شامخ رسالت برگزیده‌ام، بنابراین گوش فرا ده. منم خدای یکتا، خدایی جز من نیست، پس مرا پیروی کن و نماز را به خاطر یاد من برپادار.[۴]


عیسی ـ علیه السّلام ـ و نماز:

قرآن کریم در سورة مریم می‌فرماید: عیسی ـ علیه السّلام ـ گفت همانا من بندة خدایم، به من کتاب آسمانی عنایت شده و به شرف نبوّت آراسته‌ام... و تا زنده‌ام دستور دارم نماز را بپای داشته و زکات مال خود بپردازم.[۵]

بنابراین تمام انبیاء الهی طبق دلایل از کتاب (قرآن) و روایات، ملزم بودند تا نماز را بپا دارند. و هیچ یک از آنها از این امر مستثنی نبوده‌اند، اما کیفیّت و چگونگی آنها برای ما معلوم نیست که آیا آنان هم چون ما مسلمانان نماز و عبادت الهی را بجا می‌آوردند و یا به نحوی دیگر به این مراسم عبادی عمل می‌کرده‌اند.

در نتیجه تمام انبیاء الهی ملزم به نماز و عبادت الهی  بوده اند و از آدم ـ علیه السّلام ـ تا پیامبر خاتم ـ صلّی الله علیه و آله ـ همه به این وظیفه عمل می‌نموده‌اند و هیچ یک از انبیاء استثناء نشده است، امّا کیفیت و چگونگی نماز آنها برای ما معلوم نیست که به چه شکل و آداب خاصی نماز را بجا می‌آوردند. از کتاب‌های مقدّس آنان مانند تورات و انجیل که مورد اعتبار و اعتماد هم نیست، چنین استفاده می‌گردد، که آنها به هر دعایی نماز می‌گویند، از این رو نماز آنان با نمازی که در شریعت اسلام مورد تأکید قرار گرفته تفاوت دارد.


معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. ازدواج با بیگانگان، محمّد ابراهیمی.

2. طهارت و نجاست اهل کتاب، حسن زمانی.


پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج11، ص280.

2 . ابراهیم/37.

3. همان، 40.

4 . طه/11 ـ 12.

5.مریم/آیات 30 ـ 31


  • شیخ علی خدادادی


نماز پیامبران قبل از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ چگونه بوده است و به چه نحوی نماز می‌خوانده‌اند؟


نماز محکم‌ترین رشتة الفت بین بندگان و خداست و واقعیتی است که خداوند مهربان از باب محبّت از انسان خواسته است و طبق روایات معتبر از ابتدای خلقت انسان، جزء اوامر الهی بوده است و همه پیامبران خدا به نحوی مأمور به انجام آن بوده‌اند.

علی بن ابراهیم قمی در ذیل آیه مبارکة « فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ »[1]

 روایتی را از امام ششم ـ علیه السّلام ـ نقل می‌کند، و آن اینکه حضرت آدم ـ علیه السّلام ـ پس از اینکه بر اثر نزدیک شدن به درخت ممنوعه از آن باغ رانده شد به مدّت چهل شبانه‌روز در کوه صفا واقع در مکّه به خاطر دوری و فراق از محبوب به شدّت می‌گریست، تا اینکه امین وحی بر او نازل شد؛ آدم ـ علیه السّلام ـ به فرمان فرشتة وحی غسل کرد و احرام بست پس از آن در روز هشتم ذی‌الحجّه به سرزمین منی رفت و دستور گرفت که شب را در منی بماند. صبح روز نهم به عرفات آمد در حالی که زبانش مترنم به تلبیه بود. آفتاب عرفات از ظهر می‌گذشت که امین وحی به او گفت: از ادامة تلبیه خودداری کن و دو مرتبه خود را به غسل، زینت ده و مشغول نماز عصر شو، پس از نماز خواندن، فرشتة حق به وی گفت: در این سرزمین بپا خیز، چون برخاست کلمات توبه را به دستور حق به وی تعلیم فرمود. آنگاه آدم ـ علیه السّلام ـ به شرف باعظمت توبه پس از ادای فریضة عصر مشرف شد.[2]

از این روایت استفاده می‌شود که فرهنگ و آیین آن پیامبر بزرگ دارای نماز بوده است. ولی چگونگی و کیفیت و شرایط و عدد رکعات و اوقات آن برما پوشیده است و دانستن آن هم برای ما چندان لزومی ندارد.

هم چنین روایت شده است که آدم ابوالبشر ـ علیه السّلام ـ وقتی از دنیا رفت، فرزندانش از جانب حق دستور گرفتند، که قبل از دفن آدم ـ علیه السّلام ـ بر او نماز بگذارند. فرزند آدم ـ علیه السّلام ـ «هبة الله» به امین وحی گفت: ای فرستادة حق پیش قدم شو، تا بر جنازة این مرد نماز گذارده شود، فرشته پاسخ داد: خداوند ما را به سجده بر پدرت امر کرده و هم اکنون در شأن ما نیست که بر نیکوترین فرزند وی مقدم شویم. شما بر ما پیشی گیر و پنج تکبیر بر جنازه بخوان.[3] پس از خواندن هبة الله، نماز خواندن بر جنازه تمام انسان‌ها در همة ادیان الهی امر شده است.

ادریس ـ علیه السّلام ـ و نماز:

امام ششم ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: به وقت ورود به شهر کوفه از مسجد سهله دیدن کن، و در آن جایگاه با عظمت نماز بگذار و حلّ مشکلات دینی و دنیائی خود را در آنجا از خدای مهربان بطلب، مسجد سهله خانة ادریس ـ علیه السّلام ـ  است، پیامبری که در آنجا به پیشة خیاطی مشغول بود و نمازش را در آن جایگاه اقامه می‌کرد.[4]


1_ بقره آیه 37

2 _ قمی ، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، موسسه دارالکتاب دوم، 1404 ق، ج 1 ص 44

3 _ مجلسی ، محمد باقر، بحار الأنوار،  بیروت، الوفاء 1403 ق، ج 11 ص 260

4 _ قمی ، عباس ، منتهی الآمال ، تبریز ، حاج احمد 1333 ق، ج 1 ص 387


  • شیخ علی خدادادی

یاعلی320

  • شیخ علی خدادادی


حضرت حمزه فرزند (عبدالمطلب بن هاشم)، و عموی گرانقدر پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از شخصیت های برجسته صدر اسلام بود که دارای صفاتی همچون خوش خلقی، ایمان راسخ، هوش و درایت، شجاعت، و وفای به عهد بود. او پس از ایمان آوردنش به پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ و قبول دین مبین اسلام خدمات قابل توجهی به اسلام و حضرت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و مسلمین انجام داد. مورخان ، برای اسلام آوردن حضرت حمزه دو نقل عمده را بیان می کنند: بعضی اسلام آوردن حضرت حمزه را در سال دوم بعثت می نویسند؛[1] برخی هم اسلام وی را در سال ششم بیان می دارند.[2] امّا آنچه مسلم است با ایمان آوردن حضرت حمزه با توجه به جایگاهی که در میان مکیان داشت آزار و اذیت مشرکان نسبت به پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ کاهش قابل توجهی یافت، و نیروی اسلام قوت بیشتری به خود گرفت. علامه جعفر مرتضی عاملی، در این باره می نویسند: اسلام حضرت حمزه مرحله جدیدی بود که در محاسبات قریش نیامده بود، چرا که او معیارها را به کلی دگرگون کرده بازوی قریش را از توان انداخت و بر وحشت آن ها افزود، تا آن جا که طغیان آن ها فروکش کرد.[3]

لذا با توجه به خدمات حضرت حمزه به اسلام و حضرت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بعد از شهادت آن جناب، حضرت نبی مکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ او را مفتخر به لقب (سید الشهداء)[4] یعنی سرور و آقای شهیدان  نمود. همان طور که در حال حیات خود از طرف رسول اعظم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ملقب به اسد الله (شیر خدا)، و اسد رسول الله (شیر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ) مفتخر شده بود.[5]

ابن حجر در این باره می نویسد: حمزة بن عبد المطلب، در جنگ احد توسط وحشی به شهادت رسید در حالی که کمتر از 60 سال سن داشت و پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ او را ملقب به «اسدالله» نموده بود و بعد از شهادتش او را «سید الشهداء» نامید[6] و این فضیلت از آن روز مخصوص حضرت حمزه عموی گرانقدر پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ گردید چنان چه حضرت علی ـ علیه السلام ـ در نامه ای که به معاویة بن ابی سفیان می نگارد و افتخارات اقوام و منسوبین خویش را بر می شمارد، اشاره می کند که: آیا نمی دانی قومی از ما به شهادت رسید اند که هر کدام دارای فضل و برتری نسبت به سایر شهدا دارند زمانی که حضرت حمزه عموی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به شهادت رسید پیامبر دستش را روی قبر او گذاشت و هفتاد تکبیر گفت و او را سید الشهداء نامید.[7]

بنابراین علت اصلی سید الشهداء نامیده شدن حضرت از سوی پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ به این خاطر بود که آن بزرگوار در طول حیات با ارزش خود خدمات گرانقدری به اسلام نمود و با رشادت ها و جانبازی های خود پایه های دین جدید را مستحکم نمود، و همیشه به عنوان سربازی فرمانبردار و دلیر در خدمت رسول معظم اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ بود.


معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1ـ فروغ ابدیت، جعفر سبحانی.

2ـ تاریخ پیامبر اسلام، محمد ابراهیم آیتی.

3ـ سیره رسول الله، رفیع الدین همدانی.


پی نوشت ها:

[1]. ابن عبدالبر، الاستیعاب، بیروت، دارالجیل، 1412ق، ج1، ص423.

[2]. ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1410ق، ج3، ص6.

[3]. فاطمه صالحی، حمزه سید الشهداء مجله نامه جامعه، شماره 14، آبان 1384ش.

[4]. ابن عبدالبر، همان، ج1، ص373.

[5]. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد، بیروت، درالکتب العلمیه، 1414ق، ج11، ص90.

[6]. ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1415ق، ج1، ص106.

[7]. ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، بیروت، دارالاضواء، 1411ق، ج2، ص560.


  • شیخ علی خدادادی

یاعلی318

  • شیخ علی خدادادی

یاعلی317



اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین مهربان تر از پدر و مادر هستند و ما شیعیان باید این نعمت ولایت را قدر بدانیم حضرات معصومین همیشه به ما عنایت دارند و این ما هستیم که غافلیم و اگر ما حواسمان به اعمال و رفتارمان باشد خدا میداند به چه مقاماتی میرسیم شما رسول ترک را ببینید واقعا توبه کرد واقعا بازگشت واقعا با اهل بیت معامله کرد و اهل بیت دست او را گرفتند 


یکی از رفقای رسول ترک نقل می کند:

من در خواب دیدم که حاج رسول از دنیا رفته است و جمعیت بسیار زیادی در حال تشییع جنازه حاج رسول هستند. در همین هنگام من نگاهم به وسط جمعیت افتاد و دیدم که در جلوی جمعیت یک خانمی نیز در حال حرکت است. وقتی آن زن را در میان جمعیت و مردها دیدم بسیار ناراحت و عصبانی شدم و با خودم گفتم چرا این زن به وسط جمعیت و به میان مردها آمده است؟! حتی با خودم فکر میکردم شاید این خانم یکی از خواهرهای حاج رسول باشد.

خلاصه اینکه خودم را به نزدیکیهای آن خانم رساندم و به بعضی از پیرمردها اشاره کردم تا به این زن بگویند که از بین مردها بیرون برود، اما هیچکس توجهی به حرفهای من نمیکرد. به هیمن خاطر خودم به کنار آن خانم رفتم و گفتم: ببخشید خانم، اگر شما از خواهرهای حاج رسول هم که باشید بهتر است که هر چه زودتر از وسط جمعیت بیرون بروید، درست نیست شما در اینجا باشید.

زمانی که من داشتم این حرفها را به آن خانم میگفتم یکدفعه او روی به من کرد و گفت: آیا شما میدانی من که هستم؟

من هنوز جوابی نداده بودم که آن خانم خودش با یک حزن و اندوهی خاص ادامه داد وگفت: من زینب هستم، این جنازه هم متعلق به ماست. ما خودمان باید او را تشییع کنیم!


  • شیخ علی خدادادی


احادیث درباره حرام بودن شراب


 حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) :


 خداوند شرابخوار را سیصد و شصت نوع عذاب میکند.


( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) 


بحارالانوار جلد 79 صفحه 152


پیامبر (صلی الله علیه وآله) : 


خداوند روز قیامت به چهار گروه نگاه نمی کند :

 عاق والدین . منت گذار . تکذیب کننده سرنوشت . شرابخوار 


( در صورتیکه که توبه نکرده باشد )   

                                                   


بحارالانوار جلد 79 صفحه129


رسول خدا (صلی الله علیه وآله) :


 سوگند به کسی که مرا به حق به پیامبری مبعوث کرد شرابخوار در روز قیامت با چهره ای سیاه و چشمانی کبود و لبانی کج می آید ( محشور میشود) در حالی که آب دهان او روی پاهایش می ریزد و هرکس آنرا می بیند ناپاک میداند.

( در صورتیکه که توبه نکرده باشد )



بحارالانوار جلد 79 صفحه14


حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) :


 شرابخوار از رحمت خدا دور شده است شرابخوار همانند بت پرستان است روز قیامت با فرعون و هامان محشور میشود.

                     

بحارالانوار جلد 79 صفحه141


امام صادق (علیه السلام) : 


چهارگروه وارد بهشت نمیشوند :


 1.جادوگر 2.منافق 3.شرابخوار 4.سخن چین



 بحارالانوار جلد 79 صفحه 129


پیامبر (صلی الله علیه وآله) :


 هرکس که به خدا و رستاخیز ایمان داشته باشد در کنار سفره ای که در آن شراب خورده میشود نمی نشیند.


بحارالانوار جلد 79 صفحه129



پیامبر (صلی الله علیه وآله) : 


همسایگی با یهود و نصاری از همسایگی با شرابخوار بهتر است و با شرابخوار دوستی نکنید که دوستی با او پشیمانی در پی دارد.



 بحارالانوار جلد 79 صفحه 152



پیامبر(صلی الله علیه وآله) : 


سلام کنید بر یهود و نصاری ولی بر شارب الخمر(شراب خور) سلام نکنید و اگر او سلام کرد شما جواب او را ندهید.


 بحارالانوار جلد 79 صفحه 152



رسول خدا (صلی الله علیه وآله) :


 هنگامی که شرابخوار سخن گفت او را تصدیق نکنید و وقتی خواستگاری کرد به او زن ندهید و هنگامی که مریض شد از او عیادت نکنید و هنگامی که مرد به تشییع جنازه اش نروید و او را بر امانتی امین قرار ندهید،


 پس کسی که او را امین حساب کرد بر امانتی و از بین برد بر خداوند نیست که آن امانت را حفظ کند و او را نباید برای کاری اجیری کرد زیرا خداوند در قرآن سوره (نساء آیه 5 )میفرماید :


 اموال خود را به دست سفیهان ندهید . و چه کسی سفیه تر از شرابخوار 


بحارالانوار جلد 79 صفحه127


پیامبر (صلی الله علیه وآله) : 


 چهار چیز است که هرکدام در خانه ای رخنه کرد ویرانش کند و برکت از آن خانه ها رود :


 1.خیانت 2.دزدی 3.شراب 4.زنا  


 امالی شیخ صدوق مجلس شصت و دوم صفحه 398


امام صادق (علیه السلام) :


شرابخوار تشنه می میرد و تشنه سر از گور در می آورد و تشنه به دوزخ می رود. 


 وسائل الشیعه جلد 17 صفحه 252


امام صادق (علیه السلام) :


شراب مادر تمام گناهان است و سبب رسیدن خورنده اش به هر شری است عقل او را می گیرد پس خدای خود را در آن حال نمیشناسد و هر گناهی که پیش آید انجام می دهد و باکی از اعمال خلاف عفت ندارد .


 گناهان کبیره جلد 1 صفحه 213


امام باقر (علیه السلام) :


 کسی که شراب بخورد خداوند چهل روز نمازش را نمی پذیرد چنانچه در این چهل روز نماز را هم ترک کند عذاب او بخاطر ترک نماز دو چندان میشود.                                                    

بحارالانوار جلد79


پیامبر(صلی الله علیه وآله) : 


با شرابخوار همنشینی نکنید و از بیماران آنان عیادت نکنید و جنازه هایشان را تشییع نکنید و بر اموات آنها نماز نخوانید زیرا آنها سگهای جهنمیان هستند چنانچه خداوند در قرآن فرمود : ای سگها به دوزخ روید و با من سخن مگوئید.


 بحارالانوار جلد 79 صفحه148


  • شیخ علی خدادادی